تبليغاتX
آتیش پاره

یک تست روانشناسی

 

سوالی که در متن پایین مشاهده می کنید،یک تست روانشناسی است. متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند:


یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او می شود. اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد.

به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

 

 

چند دقیقه با خود فکر کنید و جواب های خود را در نظرات بگذارید.

در پست بعدی جواب روانشناسی خود را دریافت کنید...

 این هم چند تا عکس خوشگل:

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 20:1  توسط mahshid  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 20:5  توسط mahshid  | 

پسرای قدیم ، پسرای جدید:

 

500سال پیش :صبح کله صحر پا می شدن ناشتایی میخوردن یه بقچه میزدن سر چوب می نداختن رو شونشو ن می رفتن صحرا چوپونی.سرگرمیشون نی زدن بودو آواز با اون صدای قشنگ!...(خدا رو شکر اون دور و برا کسی نبود.)موزیک مورد علاقشون صدای بز و گوسفند و شغال بود.تنها دلبستگی و انگیزه واسه زندگی همین گله شون بود.(جونشون به گله شون بسته بود به طوری که اگه یه پشم از سر گوسفندشون کم می شد می مردن و زنده می شدن.خودم به چشم دیدم شبایی رو که تا صبح بالا سر گوسفنداشون بیدار بودن و مریض داری میکردن!)تنگ غروب می اومدن خونه گوسفندا رو یکی یکی می بوسیدن و بهشون شب بخیر میگفتن و می کردن تو آغل.تا صبح هم هزار دفه بهشون سر می زدن.

200سال پیش:صبح کله ی صحر پا می شدن ناشتایی می خوردن و یه بقچه می زدن سر چوب می انداختن رو شونشون به اون یکی دستشون هم یه داس می گرفتن می رفتن مزرعه واسه درو.سرگرمی شون رفتن سر چشمه و چشم چرونی بین دخترای آبادی بود که اومده بودن کوزه شونو آب کنن.البته این دفه جونشون به داس شون بسته بود.موزیک موردعلاقشون صدای خش خش گندم ها وقتی که باد می اومد بود.بعضی وقتا که هیجانی می شدن صدای شالاپ شولوپ تو گل هم دوس داشتن.عشقشون این بود که تیپ بزنن(کلاه نمدی_جلیقه نارنجی_شلوار سبز با یه جوراب که روش کشیدن_گیوه هم به پاشون) تنگ غروب هم می اومدن خونه واسه ابراز مرد بودن یه کم داد و بی داد می کردن بعد می دیدن کسی بهشون محل نمی ده می خوابیدن.

100سال پیش:صبح از خواب پا می شدن ناشتایی می خوردن شیر گاوا رو می دوشیدنیه بقچه می گرفتن دستشون راهی مکتب خونه می شدن.تو راه اینقد این ور  و اون ور می زدن که دیر مکتب می رسیدنو  هر دفه هم واسه دیر اومدنشون یه دروغ سر هم می کردن.یه روز می گفتن آقا امروز قلی افتاده بود تو رود خونه رفتیم نجاتش بدیم دیر شد.یه روز دیگه می گفتن آقا امروز اصغر تو کوهستان زیر بهمن گیر کرده بود رفتیم نجاتش بدیم...خلاصه هر روز یه دروغ می گفتن واسه این که ملا شون(معلم شون)فلک شون نکنه.آخر هم واسه درس نخوندن فلک می شدن.عشقشون بعد از مکتب خونه مسابقه ی خر سواری بود.

50سال پیش:صبح ناشتایی می خوردن یه مشت نخود کشمش می ریختن تو جیب شون می رفتن پی درس و مشق شون بعد از مدرسه باید می رفتن پیش اوستا شاگردی.وسط کار با خودشون زمزمه می کردن(هِ هِی هِی هِی ی ی ی ی)فکر می کردن آخر صدان.آرزوشون داشتن یه سیبیل مثه عبد المجید میرزای عین الدوله(شخصیت تاریخی) بود. همیشه دست پر می اومدن خونه تا مامان شون فکر کنه دیگه وقت زن گرفتن شونه ولی زهی خیال باطل!!!.واسه دلبری از دخترا سعی می کردن سیبیل ها شون شبیه میرزا عین الدوله باشه-پاشنه کفش می خوابوندن-دستمال یزدی تو دستشون بود-پشت مو بر می گردوندن-شلوارشون هم باید دقیقا"50 تا پلیسه می داشت.

اکنون:صبح صبحونه شونو می خورن می رن مدرسه.بعد از مدرسه می رن الواتی تو خیابون.ظهر هم واسه کلاس گذاشتن دوستاشونو ناهار دعوت می کنن اما زیاد اصرار نمی کنن چون پول ندارن بر می گردن خونه.قیافه شونو خسته می کنن که مثلا" مدرسه خیلی سخت بوده.می رن خیابون دوباره ولگردی.عشقشون اینه که ابرو هاشونو جوری بر دارن که یه وجب با چشاشون فاصله داشته باشه.موهاشون هم عجیب ترین مدل روز درست کنن.شب تا صبح هم دنبال تیکه های جدید تو اینترنت اند.واسه به دست اوردن دل دخترا هم هفت هشت سال می رن باشگاه هیکل درست می کنن و رو صداشون کار می کنن که ملایم و آروم باشه.مدل راه رفتنو هم تغییر می دن.تموم سعی شون اینه که تو خیابون جلب توجه کنن که خب اصلا" امکان نداره.

 

نتیجه ی اخلاقی :

1-پسرا چه قدیمی چه جدید هیچ جوری موفق نبودن به مقصدشون برسن .

2-قدیما احساس می کردن بزرگ شدن ولی الآن هیشکی بزرگ حسابشون نمی کنه !

3-قدیما قابلیت مرد بودن رو داشتن الآن این قابلیت رو هم ندارن !

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 8:11  توسط mahshid  | 

سلام

این دفه هم اومدم با یه متن دیگه در مورد m های عزیز!

البته بهتره قبل از اینکه کشته بشم به دست همین m های عزیز!!!بگم این خصوصیاتی که می گم مربوط به همه ی m های محترم(!) نمی شه ،فقط کسایی که می شناسمشون با یه کوچولو پیاز داغ

چاقو رو گلومه والا اینا رو نمی گفتم...

حالا این متن و بخونین ، نظر هم یادتون نره...

 

اگه پسرا نباشن...

 

1)کی از مغازه های ارزون فروشی خرید کنه؟

2)کی سیم تلفن دخترا رو از جا در بیاره؟

3)عمو پلیس کدوم ارازلی و از تو خیابون جمع کنه؟

4)کی مامان و سکته بده؟

5)کی تو خیابون بخوره به ستون یا بیوفته تو جوب؟(به دلیل کار کردن چشم جای دیگه!!)

6)کی با صدای قشنگش(!!) آلودگی صوتی ایجاد کنه؟

7)دخترا کی و سر کار بزارن؟

8)کی یخچال خونه رو خالی کنه؟(به دلیل شباهت با شخصیت گاو!)

9)کی از جیب باباهه پول بلند کنه؟

10)کی هر روز بره خواستگاری ، بعد کلاس بذاره بگه قصد ازدواج ندارم؟!

11)کی کل کل کنه ، کم بیاره؟

12)کی حافظه اش فقط واسه حفظ کردن شماره تلفن و آدرس کار کنه؟

13)کی تو صف نونوایی وایسته؟(به خاطر شباهت زیاد به کوزت!)

14)کی هر روز بعد از علافی تو خیابون بره باشگاه بیلیارد؟

15)کی ادعای خوش تیپی کنه؟

16)کی جلوی مدرسه دخترونه ول باشه؟

18)...

19)...

و در آخر اگه پسرا نباشن:

                                               زندگی شیرین می شود!...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 0:17  توسط mahshid  | 

سلاااااااااااااااااااام

من اومدم ...از نبودنم گریه و زاری که نکردی؟!...

یه پست جدید در مورد دخترا و پسرا دارم:

 

آمارهای محلی:

 

طبق آمارایی که خود من در اختیار دارم:

1)              67% دخترا علاقه ی زیادی به خریدن جوراب جدید دارن ،و  90% پسرا فقط 2 جفت جوراب دارن!

2)              84% از پسرا تموم وقت فکرشون دنبال یه راه جدید واسه تور کردن دختر مورد علاقشونه!...و 54% از دخترا تو فکر خلاصی از دوس پسرشونن!

3)              43% دخترا به آرایش صورتشون اهمیت می دن این مورد تو پسرا به 45% می رسه ، در حالی که اونا نگران مش موهاشون هم هستن!...

4)              99/5%(!!!) پسرا خسیس و بد دهنن که انواع فحش ها رو بلدن ،که دخترا 42% شون فحشای چیز دار و ناموسی استفاده نمی کنن.

5)              25% پسرا خر خونن یه جوری که شکل کتاب می شن این مورد تو دخترا به 80% می رسه که درس خونن نه خر خون!

6)              90%دخترا قبل از اینکه کاملا" سیر بشن دست از غذا خوردن می کشن در حالی که 69%پسرا تا حد مرگ!!! غذا می خورن!!!!!

7)              آخرین آمار من نشون می ده که 70%پسرا علافن و این جور متن ها رو می خو نن این مورد تو دخترا به 60% می رسه که وقت آزادشون رو سپری می کنن!!!

 

این پستم یه کم کوتاه بود و زیاد نشد با پسرا دست به یقه شم! اصل قضیه اینه که دیگه سوژه ندارم ،بنویسم. اگه از متن هام خوشت میاد یه subject خوب بگو بنویسم...

تا وقتی که دوباره بیام دست به گاز و کبریت نزن ،با غریبه ها حرف نزن ، درو روی آقا گرگه هم باز نکن.، بچه ی خوبی باش ، مواظب خودت باش ، بیسکویت بخور ساکت باش ،دختر پاد...

 اِ اِ اِ اشتباه شد ...

 

 

نظر یادت نره ها؟!...

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 11:32  توسط mahshid  | 

یکی کمک کنه...

سلام به همه ی بچه خوشگلا که دارن اینو می خونن.

ذوق کردی بهت گفتم خوشگل، نه؟!

راستش من اومدم نظراتون رو خوندم.دیدم خیلی جواب هس که باید بهتون بدم.

اول اینکه من "مهشید حسینی" نیستم...بابا چرا هر کی می شنوه مهشید می گه مهشید حسینی؟ حالا بگذریم اینو واسه اونایی گفتم که من و با یکی دیگه اشتباه گرفتن.

بعد واسه دو تا پست آخرم می خوام بگم که انگار mهای عزیز و ناراحت کرده خب البته زیاد هم دور از حقیقت نگفتم دیگه...خیلی خب چرا می زنین یکم دور از حقیقته... باشه آقا اصلا هیچ شباهتی با mهای عزیز نداره... خوبه؟ می گن... خوبه خب خدارو شکر!...

گوشتو بیار نزدیک...نزدیک تر بیار...نمی خوام بشنون...بابا اینایی که کنارم نشستن و می گم،نمی خوام بشنون...آها حالا خوب شد...هه هه خیلی هم به حقیقت نزدیک بود!...

بی خیال اینا...یه چیزه دیگه هس  من از اول با این وبلاگ درگیری داشتم...اصلا به حرفم گوش نمی داد...هر چی بهش می گم اون پیوندا رو بیار بالای صفحه،نمیاره.

به نظرت باهاش چی کار کنم؟متوجه می شی چیو می گم؟ کنار وبلاگ یه سری پیوند و عکس و نوشته و این جور چیزا هس دیگه، مال من اون پایین وبلاگه...یه پیشنهاد بده چی کارش کنم بیاد بالا...من که هر چی به این وبلاگه یاغی  میگم نمیاره...شماها نمی تونین باهاش حرف بزنین ؟ شاید حرفه شماها رو گوش بده ...(منظورم یه پیشنهاده)

                   نظر بدی هاااااااااااااااااا

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 22:19  توسط mahshid  | 

بیرون رفتن دخترا و پسرا

 

دخترا:15min قبل از قرار

1.می رن جلوی کمد لباساشون،بعد از چند min لباس مورد نظرشون رو انتخاب می کنن و می پوشن.

2.جلوی آینه آرایششون رو چک می کنن(بعضیاشون هم ذاتا"خوشگلن!)

3.کلید رو از روی جاکلیدی بر می دارن و می رن بیرون.

 

پسرا: 2ساعت قبل از قرار

1.می رن سراغ کمد لباساشون،که طبق معمول لباسی اون تو نیست!!

2.در پی پیدا کردن جوراباشون،درمونده یه لنگه شو پیدا می کنن که اگه از بوش خفه نشن دنبال اون لنگه اش می گردن.

3.شلوارشون رو از توی سبد لباس چرکا!!بیرون می کشن، چون بقیه ی شلواراشون رو پیدا نمی کنن.

4.شانس بهشون رو می کنه و یادشون میاد که بلوزشون رو پشت تخت انداختن و همونجوری چروک می پوشنش!!

5.می رن سراغ ژل که احتمالا"2هفته پیش تموم شده!و یواشکی از پزل خواهرشون استفاده می کنن.

6.همونجا چشمشون به لوازم آرایش خواهرشون می افته و یه ناخونکی بهش می زنن،شاید به این بهونه جذاب تر شن.(البته اگه لنز خواهرشون رو هم پیدا کنن بهتر می شه.)

7.یهو صدای در میاد و از ترس اینکه تابلو نشن می دون طرف اتاقشون که به طور اتفاقی شیشه ی عطرشون می افته و می شکنه!!(بدبختیشون هم یکی،دوتا نیس!!)

8.اونموقع تازه یادشون میاد از دیروز که باشگاه بودن حموم نرفتن و برای بردن بوی عرق از "گلاب"استفاده می کنن.

9.از همه چیز می گذرن و میان جلوی آینه تا ببینن چه ریختی شدن.

10.دوباره بد شانسی میارن و می بینن که ابروهاشون مثه پاچه ی بز شده!

11.با هر مشقتی هس خودشون یه کاریش می کنن.

12.با ابروهای تابه تا از خونه می زنن بیرون.

13.از هولشون یادشون می ره کلید بر دارن و پشت در می مونن.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 14:39  توسط mahshid  | 

پسرا این جورین...

 

1-اصلا"فکر نکنین خیابون رو وجب می کنن و یه راه رو میلیون بار می رن و میان.

2-همیشه هم این دختران که عاشقشون می شن،پیشنهاد ازدواج هم که مثه نقل و نبات بهشون میدن.

3-هیکل رو بدون باشگاه رفتن"آرنولد" می کنن.

4-اصلا"هم که چشاشون بیشتر از عقلشون کار نمی کنه.

5-زیر ابرو بر نمی دارن، ابروهاشون از اولش همین طوری بوده.

6-آرایش هم که اصلا"حرفشو نزن،هر هفت قلم آرایش ارثیه،مربوط به ژنتیکشون می شه.

7-اصلا"هم اهل سیگار نیستن،اصلا"نمی دونن سیگار با کدوم"گ"نوشته می شه.

8-سر به زیرن.تا حالا تو چشای هیچ کس نیگا نکردن، حتی نمی دونن رنگ چشای خواهرشون چه رنگیه!!

9-موهاشون هیچ وقت نمی ریزه،سرشون به مو حساسیت داره!

10-حیا یکی از خصوصیات بارزشونه ... که حتی یه لحظه هم ازشون جدا نمی شه.

11-ماشین هم که دیگه معلومه مال خودشونه،اصلا"هم از بابا،دوست یا رفیقشون نگرفتن.

12-پیش دوستاشون هم که پز  gf های جورواجورشونرو نمی دن.(حالا چه اونی که واقعا"باهاش بودن،چه اونی

 که توی خیابون اتفاقی دستشون بهش خورده!!)

13-حقشون رو هم که همیشه همه می خورن به خاطر کم رویی شون!!

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 19:45  توسط mahshid  | 

مزایای لنگه جوراب :

 

از این موجود زیبا و دوست داشتنی که انگار همه ی دنیا روی انگشت اون می چرخه ... اصلا" در نبودش انگار یه چیزی رو کم داریم.حالا:

می پرسین مگه لنگه جوراب هم مزیتی داره؟.....معلومه که داره!

یکیش اینه که هیچ وقت نگران نیستین موقعی که می خواین برین مهمونی لنگه اش نباشه!چون در کل یه لنگه اس

حالا اومدیم و جفت بودن ... معلومه دیگه!...لنگه اش گم می شد و شما همیشه در پی لنگه ی دیگش بودین و چه بسا که از کجاها سر در می آوردین!

شماها هیچ وقت نمی تونین بفهمین اگه یه روز همه ی جوراباتون لنگه داشت چیو می تونستین تو ظرف غذای خواهر کوچولوتون ,وقتی می خواد بره مدرسه بذارین!!

یا اونو با کادوی برادر بزرگترتون که واسه gfش خریده عوض کنین...

حالا هی سعی کنید از شرش خلاص شین. آخه نمی گین گره گشای کارای شما همین لنگه جورابتونه؟

هر چند که این کنایه ها(شرش) به این موجود زیبا و دوس داشتنی نمی چسبه. این لنگه جوراب عزیز ارزشی والاتر از این حرفا رو داره.البته اون باجنبه تر و صبورتر از این حرفاس,و شما رو تا همه جا همراهی میکنه, مثلا":

تو لحظه های خوشی وقتی دارین اشک شوق میریزین..

معلومه دیگه چی میتونه اشکاتونو پاک کنه...لنگه جوراب.

شما شیشه تمیز کنید باهاش _ عرق رو پیشونیتون و پاک کنید _ اونو دستتون کنید تا همه به عقلتون شک کنن _ به عنوان نشونه لای کتابتون بذارینش _ واسه اینکه مگس روی بینی دوستتون رو بپرونین,پرت کنین طرف دوستتون _برای اینکه دسته ی ماهیتابه ای که نیمرو صبحانه رو توش پختین دستتون و نسوزونه هم کارایی داره.

آخه چیو میشه پیدا کرد با این همه فایده؟!

یه کتاب و مثال می زنم:یه بار می خونینش تموم میشه

کجا می شه باهاش شیشه پاک کرد؟! همون اولش خراب میشه و به مرحله ی دوم نمی رسه.

یا یه دونه خودکار که اصلا" کارایی شیشه پاک کردن هم نداره.فقط میشه باهاش این چرندیات و واسه سرکار گذاشتن شماها نوشت,همین.

اصلا" از بحث دفتر و خودکار در میایم,می ریم سراغ یه توپ.فقط میشه قلش داد و شوتش کرد.مگه میشه اونو دستمون کنیم تا به عقلمون شک کنن؟ یا همه رو با بوش اذیت کنیم؟

یا حوله ی دست و صورت و بگیم:

کجا میشه با کثیفیش همه رو آزار بدیم و شاکی کنیم؟    به عبارتی کرم و مرض خودمونو بخوابونیم؟

نمی شه دیگه,تازه نمی شه دستمون هم کنیم تا همه به عقلمون شک کنن!

اصلا" از بحث این چیزا بیرون میایم, چقدرن کسایی که لنگه جورابو درک کردن و حتی واسش شعر خوندن و سرودن. اونا تازه یه خورده این موجود کارامد و شناختن.

می خوام چند تا از سروده های این بزرگان رو براتون بگم:

لنگه جورااااااااااااااااااااااب

دست تو رو شده برام                 قصه هات و بلد شدم

من آدم بدی بودم                                            با کمک تو خوب شدم

                              *****

لنگه جورابت پیشه من گیره  

            خودش میدونه...چیزی نمیگه

                             چون می دونه دیوونم کرده

                                          نمی گه,دیگه بر نمی گرده

                              *****

مطمئنم الان داره کم کم خوبی هاش یادت میاد...مگه نه؟اصلان مگه می شه بگیم بدی هم داره؟  اگه می تونی یکی شو بگو.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 1:10  توسط mahshid  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:19  توسط mahshid  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 11:51  توسط mahshid  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 11:45  توسط mahshid  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 11:38  توسط mahshid  | 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 11:28  توسط mahshid  | 

وقتي يک دختر حرفي نميزند
ميليونها فکر در سرش مي گذرد

وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند

وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

 

وقتي يک پسر حرفي نمي زند
حرفي براي گفتن ندارد

وقتي يک پسر بحث نمي کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
يعني واقعا گيج شده است

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
يعني واقعا حالش خوبه

وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني

وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند

وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد
بدون که براي همه "فوروارد" کرده

وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)

وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه

 

نظر یادت نره

 alt

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 11:21  توسط mahshid  |